تبليغاتX
اتاق روشن
جهان به سوی آشکاره گی پیش می رود...
 

 

این قضیه تشابهات هم شده است معضل کاریکاتور ایران و آفت آثار کارتونیست های این مملکت.فقط کافی است سری به این وبلاگ های برو بچه های کارتونیست بزنید و شور وهیجان شان را در این باره ببینید وبخوانید-همدیگر را له می کنند دیگران را به گند میکشند و هرچه که می خواهندبه هم نسبت می دهند.فقط کافی است یکی از بچه های جایزه ای در فلان جشواره بگیرد، همین کافی است که دوستان عزیز آن قدرکارهای شبیه به اثر او را می آورند که دیگرحتا خودخالق اثرهم شک می کند که آن کار راخودش کشیده یا دیگری، اصلن شاید هم اثرش یک دزدی هنری است! خدا می داند!

به هرحال!فعلا نمی خواهم به این قضیه رواج تشابهات دامن بزنم و چرا که معتقدم این قضیه باید بررسی شود –به خصوص درکاریکاتور این مملکت گل و بلبل –البته معتقدم که این قضیه ریشه هایی درترویج تفکرات جشنواره ای دارد که درآینده نزدیک به صورت کامل به آن خواهم  پرداخت.

 

اما اینکه چرا در این پست درباره تشابهت ناگریز نوشتم؛

عباس ناصری،عزیزمطلب اخیر وبلاگ اش را به این قضیه اختصاص داده است که البته  خودتان باید بروید و اصل مطلب را در آنجا  بخوانید.

برای خواندن مطلب عباس اینجا را کلیک کنید

 

قصد من از بیان این مطلب آن است که، این قدربه بحث تشابهات دامن نزنیم و دوستان مان را متهم نکنیم.چرا که دربسیاری از مواقع پیش می آید که هنرمند کارتونیست به یک موضوع می اندیشد و آن را به تصویر می کشد بدون آن که بداند هنرمند دیگری درجایی از این عالم اثری شبیه به کاراو را خلق کرده است.حال ممکن است آن کار چندین سال پیش خلق شده باشد و یا این که همزمان. به هر حال قضیه  و دلیل این اتفاقات اجتناب ناپذیراست.(البته از این موضوع هم نمی توان به راحتی گذشت که برخی از هنرمندان به عمد آثاری را کپی و به جشنواره های مختلف ارائه می دهند!)

اجازه بدهید این موضوع را با یک نمونه واقعی کامل کنم و آن هم اتفاقی است که درباره  خود من افتاد.

شب گذشته وبلاگ عباس ناصری را مطالعه می کردم.چندی پیش هم آثار تقدیر شده در جشنواره فوتبال کرمان را با بچه ها بررسی می کردیم.اتفاقا یکی از آثار مورد بحث، اثرجابر اسدی(کارتونیست تبریزی)بود.نکته جالب در کار جابر این است که تشابهات زیادی با یکی از آثارمن دارد.اما تفاوتهای عمده ای در آن است.من این اثر را حدود سه یا چهار سال پیش کار کردم وبه جز بچه های گروه خودمان(کارتونیست های مشهدی )هیچ کس دیگه این اثر را ندیده و من هم اصلن این کار را به هیچ جشنواره ای نفرستاده ام و در هیچ نشریه و یا سایتی هم ارائه نداده ام.دلیل آن هم به خاطر ضعف های عمده ای است که خود اثر دارد وبه نظرم چندان هم قابل ارائه نیست و نمونه های شبیه به آن خیلی پخته تر و کامل ترهستند(البته این نظر خود من است).

جالب است که وقتی اثرجابراسدی را در جشنواره کرمان به عنوان یکی از آثارتقدیر شده دیدم براصل  تشابهات ناگریز اعتقاد بیشتری پیدا کردم!

 دوستان عزیز کارتونیست! بیاییم این قدر بر سرهم نکوبیم و یکدیگر را محکوم نکنیم.

 وچه خوب است که به جای این مسائل حاشیه ای، از این فرصت نهایت استفاده را ببریم وبحث تشابهات ناگریز را به جای  اینکه پرحاشیه کنیم، از آن به عنوان یک فرصت مطالعاتی برای خودمان استفاده کنیم  وعنصر خلاقیت را بیشتر و بیشتر در آثارمان لحاظ  کنیم تا دیگر کمتر دچار این تشابهات شویم.  

 

Cartoon : Jaber Asadi

اثر جابر  اسدی (تقدیر شده در جشنواره کرمان با موضوع فوتبال) 

اثرMK

 

Cartoon : Majid Adibi

اثر مجید ادیبی

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 4:45  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

سلام - وبلاگ " روزهای من..." با  عکس هایی از زندگی به روز شده است.

اگر  تو هم می خواهی در زندگی " روزهای من ..." شریک شوی: روی  عکس کلیک کن.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 2:49  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

فوری                                                                                                           فوری

 

" ما و فردا " به روزشد !

روی عکس کلیک کنید...

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 3:15  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

                                     قوانین  وزارت  را  از  این  پرداخت   به نتوان

 

 شنیدم من  که کیخاتو۱  شه نیکو سیر  روزی

 

چنین  گفت  از سر شفقت    به احمد صاحب  دیوان۲

 

« همی  خواهم  که تا  شهر خراب  آباد  زنگان۳ را

 

کنی ماننده تبریز نزهتگاه و آبادان »

 

زمین  بوسید و کاین نتوان ولی  تبریز  خرّم را

 

چو فرمایی به یک ساعت کنم ویران  تز از  زنگان

 

زهی صاحب، زهی  صاحب  خدایش  زندگی  بخشد

 

قوانین  وزارت  را  از  این پرداخت   به نتوان

 

۱- «گیخاتو خان» از ایلخانان معروف مغول.

۲-    مراد از  این احمد «صدرالدین احمد خالدی  زنجانی» است که گیخاتو  او را به صاحب  دیوانی  همه ممالک ایلخانی و وزارت خود برگزید و به او  لقب  صدر  جهان داد.

۳-   زنجان

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 1:50  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Photo: Majid Adibi

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 0:46  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

یک دوست عزیز با شناسه « ادعای شجاعت ندارم» -به جز این  نامی و اثری از خود به جای نگذاشته- نظری داشته است نسبت به عکس من در وبلاگ « اتاق روشن » .

 بدنیست نظرش را بخوانید :

" همان بهتر که بزدلان و ترسو ها روی چشمانشان رو خود برچسب زده و دهانشان را خود بربندند. منفعت طلبان حق ندارند دم از آزاداندیشی و آزادی طلبی بزنند چه نومایه ی روشنفکری را به تظاهر یدک بکشند و چه نه."

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 0:37  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin