|
جهان به سوی آشکاره گی پیش می رود...
|
چند وقتی است که دل و دماغ وبلاگ نویسی ندارم .
این بار هم حوصله نوشتن ام نیامد !
باور کنید همش تقصیر این زمستونه. آخه هوا خیلی سرده.
البته... ما گاز داریم! صرفه جویی هم می کنیم! چون دکتر محمود خودش به من تلفنی گفت که :
"صرفه جویی کنید ! "
خلاصه بد جور هوا سرد است.
یک توصیه هم دارم به سبک دکتر محمود :
" اگر درون منزل تان لباس بیشتر بپوشید دیگر نیازی نیست این همه گاز مصرف کنید."
(این پیام برای آنهایی است که جایی دارند به نام منزل یا همان خانه خودمان- آنهایی که ندارند فکری به حال خودشان بکنند. لطفا )
اصلا چرا این قدر بی خودی گیر داده ام به این دکتر(!) بیچاره و همش از او مایه می ذارم.
دو - سه کلمه ای هم از من بشنفید :
بیرون هوا سرده.
آنقدرکه دمپایی های "بی بی" هم یخ بسته،
بیچاره "بی بی" ...
بیرون هوا سرده - خیلی
آنقدر که پژوی همسایه مان توی پتو پیچیده
با خودش می گوید :
"یکی نیست به داده ما برسه ؟ بنزین مان یخ زد ! "
راستی تو !
فکر می کنی بیرون هوا سرده ؟

I can’t stop loving you

