تبليغاتX
اتاق روشن
جهان به سوی آشکاره گی پیش می رود...
 

چند وقتی  است که دل و دماغ وبلاگ نویسی ندارم .

این بار هم حوصله نوشتن ام نیامد !

باور کنید همش تقصیر این زمستونه. آخه هوا خیلی سرده.

البته... ما گاز داریم! صرفه جویی هم می کنیم! چون دکتر محمود خودش به من تلفنی گفت که :

 "صرفه جویی کنید ! "

خلاصه بد جور هوا سرد است.

یک توصیه هم دارم به سبک دکتر محمود :

" اگر درون منزل تان لباس بیشتر بپوشید دیگر نیازی نیست  این همه گاز مصرف کنید."

(این پیام برای آنهایی است که جایی دارند به نام منزل یا همان خانه خودمان- آنهایی که ندارند  فکری به حال خودشان بکنند. لطفا )

اصلا چرا این قدر بی خودی گیر داده ام به این دکتر(!) بیچاره و همش از او مایه می ذارم.

 دو - سه کلمه ای هم از من بشنفید :

 

 

بیرون هوا سرده.

آنقدرکه دمپایی های "بی بی" هم یخ بسته،

بیچاره "بی بی" ...

 

بیرون هوا سرده - خیلی

آنقدر که پژوی همسایه مان توی پتو پیچیده 

با خودش می گوید :

"یکی نیست به داده ما برسه ؟ بنزین مان یخ زد ! "

راستی تو !

فکر می کنی  بیرون هوا سرده ؟

پژوی همسایه

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 2:47  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

I can’t stop loving you

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 دی1386ساعت 1:45  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 17:58  توسط مجید ادیبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin