|
جهان به سوی آشکاره گی پیش می رود...
|

بعد از یک تاخیر نه چندان طولانی !! سلام به همه ی دوستان. طی این چند هفته نه اینترنت داشتم و از همه مهم ترکامپیوترهم نداشتم! خلاصه ببخشید این تاخیر چند هفته ای را.
خب حالا هم دوباره آمدم با قسمت دوم از سری مطالب " فاشیسم و فاجعه " که بخش اول آن را حتما خوانده اید.
اما در قسمت دوم این مطلب به ظهور آلمان نازی و قدرت گیری آن پرداخته می شود.
برای خواندن مطلب بروید به ادامه مطلب...

از امروزسعي دارم تا با استفاده از منابع مختلف و همچنين دست نوشته هاي شبيه به خط خطي ام ! در باره فاشيسم بنويسم. درباره ي ظهور نوع جديدي از فاشيسم كه سال هاست در باره ي آن هشدار مي شنويم اما هيچ وقت نخواستيم وجود آن را جدي بگيريم.
روزگاري با خوش خيالي محض خودمان ، در اين فكر بوديم كه به نهايت اسمان رسيده يم و امروز اما كار به جايي رسيده است كه حتا براي در قبر خوابيدن هم بايد متحمل مشقات بسيار شويم.
و امروز ؛ نوع جديدي ازفاشيسم در حال رشد و نفوذ به زندگي تك تك ما ايرانيان است. امري كه البته تخم آن به دست خودمان ريخته شد – به خيال آنكه آسمان را و زمين را از آن خود خواهيم كرد- و امروز همان تخم ها از خاك بيرون زده اند. امروز ، روز دروي محصولات خودمان است!
محصولي كه جز نفرت ،كينه و از همه مهم تر استبداد فردي ( که اولین نشانه ی زوال و انحطاط یک جامعه است )هيچ چيز ديگري براي ما به ارمغان نياورد!
همان طوركه گفتم ،از امروز درباره ي ظهور فاشيسم (به خصوص در ايران) مي نويسم.اين مطالب در چند قسمت و با استفاده از منابع مختلف دراتاق روشن منتشر مي گردد. اميدوارم حداقل تاثير اين مطالب به تلنگري كوچك منجر شود. شايد كه اتفاقي بيافتد!
براي خواندن بخش يكم روي ادامه ي مطلب كليك كنيد ...
|
تقديم به همه ي زندانيان سياسي توضيح عكس درانتهاي مطلب
خطابهی تدفين
|
|
غافلان
همسازند،
همساز
سايهساناناند،
وينان
دلبهدرياافگناناند، بهپایدارندهی آتشها
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
که تباهي
کاشفان ِ چشمه
کاشفان ِ فروتن ِ شوکران
با جاپايي ژرفتر از شادی در گذرگاه ِ پرندهگان. □ در برابر ِ تُندر ميايستند
خانه را روشن ميکنند. و ميميرند.
احمد شاملو - ۲۵ ارديبهشت ِ ۱۳۵۴ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عكس از : جهانگير رزمي
توضيح عكس : جهانگیر رزمی به خاطر اين عكس برنده جایزه پولیتزر شد. عکسی که یک تیرباران دسته جمعی در کردستان ایران را ثبت كرد و براي هميشه ماندگار شد. هر چند كه عكاس بیست و هفت سال تمام در این مورد سکوت کرد ! هیئت داوران جایزه پولیتزر این عکس را «مشهورترین و افشاگرانه ترین عکس انقلاب ایران» نامید. این عکس که در سال 1979 گرفته شده است تیرباران یازده نفر از زندانيان سياسي را نشان می دهد.
حتمن شما این حکایت را شنیده اید که :
روزی دو حکیم از ویرانه ای می گذشتند و که یکی از آنها از همراه خود علت ویرانی آن آبادی را جویا می شود .
حکیم در پاسخ به دوست اش می گوید : در این آبادی کارهای بزرگ را به آدم های کوچک سپردند و امور خرد را به بزرگان دادند.
و این هم حکایت مملکت ماست .وقتی که کوتوله ها همه کاره اند و بزرگان هیچ نقشی در آن ندارند. نیازی هم برای مثال زدن نیست. الحمدالله ! چیزی که در اطراف ما زیاد است همین مثال هاست. از مدیریت های کلان در مملکت درهر بخش و هر زمینه ای گرفته تا کوچکترین مضوعاتی که با آن سر و کار داریم.(البته همه ی شما ازمن بهتر می دانید که در چنین ممالکی مردم هم نقشی در آن ندارند! به جز کوتوله ها!!)
شاید ازخودتان بپرسید چرا آن حکایت را نقل کردم و این موضوع را پیش کشیدم؟ شک ندارم که خیلی از مردم ایران حداقل تا چند هفته ای در شوک حذف تیم ملی از بازی های آسیایی هستند ومی مانند. تیمی که خیلی ها به خودشان وعده ی قهرمانی داده بودند!
این موضوع را پیش کشیدم تا آن دسته از دوستانی که دچار شوک و ناراحتی هستند چندان خودشان را درگیر مسئله نکنند.
حکایت مملکت ما هم همین است دیگر ! حتمن همه ی ما هم به نیکی دریافته ایم که امور بزرگ مملکت را خردان اداره می کنند و بزرگان اما یا هیچ نقشی ندارند و یا اگر دارند امور کوچک را به دست گرفته اند.
فوتبال ما هم همین است . این اتفاقات انگار قرار است هر روز تکرار شود! چون سیستم فقط توانایی تولیداتی از این دست را دارد.
سیستمی که بیس آن بر بی برنامه گی و بی کفایتی و نبود شایسته سالاری بنا شده باشد چیزی بهتراز این نمی شود. این هم فقط به فوتبال ختم نمی شود.دوستان هم بهتر از من می دانند که قضیه از چه قرار است!

کارتون ار : مجید ادیبی